|
|
|
|
|
از جاده كهنه ده نوشتيم و از درد بي مسوليتي. ولي پاي خودما خيلي گير نبود. حالا از آن بايد نوشت كه تنها از ماست و برماست. ز دشمنان شكايت برم به نزد دوستان چون دوستان دشمنند شكايت به كجا برم احتمالا همه دوستداران طبيعت بالاخص جنگل، كه معلوماتي در اين زمينه هم داشته باشند اطلاع دارند كه از جنگلهاي جلگهاي شمال جز چند لكهي كوچكي چيزي برجاي نمانده است. يكي از اين لكههاي كوچك واقع در شرق شهر نور در استان مازندران است. البته بخش عمده ي آن به عنوان پارك جنگلي مورد استفاده بوده و طبيعتا از تمام مزاياي يك مكان عمومي كه معمولا در سرزمين ما رايج است مانند زباله ريزي و كوبيدگي خاك و غيره و ذالك بي بهره نيست. تنها يك قطعهي كوچك از آن كه در محوطه ی دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تربيت مدرس واقع است از گزندهاي اينچنيني به يمن محجوريت در امان مانده است. در اين لكهي كوچك درختان سپيدار تنومند، بلوطهاي سربلند، اوجا، شمشاد، انجيلي، توسكا و ... و همچنین حیواناتی مانند تشی، گراز، شغال، پرندگان مختلف و غیره به صورت خاصي حضور دارند. صبحها برای رفتن به دانشكده می توان از داخل اين جنگل كه يك راه مالرو زيبا دارد گذشت و هر روز و هر روز تغييرات جنگل را رصد نمود و آموخت. گلدهي زود هنگام اوجا، خزان زيباي انجيلي، زادآوري پرتراكم بلوط، گلهاي ريز و جذاب شمشاد و الي آخر. اواخر خرداد در شبها يك دنيا كرم شبتاب در هوا مي چرخيدند. براستي كه تعداد بيشمار و حركتهاي تصادفي كرمهاي شبتاب غوغايي در دل آدم بر پا ميكرد.
براي دانشجوي رشته جنگل بالاخص و براي دانشجوي رشتههاي ديگر به طور اعم خيلي دلچسب بود. البته به جز منظره ناگوار دفع علمي فاضلاب خوابگاه دانشكده. یعنی هم می توانستند که بیاموزند و همین اینکه جایگاهی برای تسکین آلامشان باشد. در همین لکه ی کوچک تا کنون چندین تحقیق صورت گرفته و در آینده نیز آزمایشگاه طبیعی بسیار مناسبی برای مطالعات علمی خواهد بود.
اما به تازگی قرار شده است که داخل همين لكهي كوچك جاده ای بكشند. این جاده به منظور وصل نمودن خوابگاه دانشجویان به محوطه ی دانشکده در فاصله ای کوتاه تر است. به راستی این دلیل می تواند این عمل را توجیه نماید؟ این عمل غیر علمی در حالیست که گونه های شمشاد و سپیدار جزو گونه های در معرض انقراض هستند و قطع آنها بر اساس قانون ذخایر جنگلی ممنوع است. لازم به ذکر است که دانشکده مذکور دارای گروه جنگل داری است و البته بنده نیز دانشجوی همین دانشکده هستم. می گویند: هر چیز که بگندد نمکش میزنند، وای به روزی که بگندد نمک شنيدم دو نفر از دانشجویان دانشکده، آقايان احمد سلگي و مهدي اجاق مخالفت كردن و نگذاشتن. (درود بر شرف شما. كاش منهم انجا بودم. 10 سال جنگل خواندم و يك فرصتي شد كه به كار بياد. آنهم نشد.) گفتند لودر آوردند صاف كنند و جاده بزنند!!! كسي نيست بپرسد براي رفع كدام مشكل. اینجانب نه به عنوان دانشجوي رشته جنگل (كه البته آمار و ارقام تخريب آدمي را بر آن ميدارد كه جنگلي بودنش را كتمان كند) بلكه به عنوان يك انسان، مخالفت خود را با ساخت جاده در اين لكهي كوچك جنگل برجا مانده از ظلمهاي پايان ناپذير بشر به طبيعت اعلام كرده و از مسولين محترم تقاضا دارم كه از اين عمل ممانعت نمايند. از همهي دوستاني كه با اين مسئله مخالف هستند خواهش ميكنم در نظر دهي اين وبلاگ بنويسند. مسئله را پيگيري خواهم نمود. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 11:49 توسط هرمز سهرابی
|
|
||