تبليغاتX
محیط بان

محیط بان

بی سرزمین تر از باد

كشور پهناور ما كه بخش عمده فلات ايران را شامل مي‌شود، بيش از 000/648/1 كيلومتر مربع وسعت دارد؛ بخش عمده‌ اين سرزمين را كوير بزرگ مركزي اشغال كرده است.

در اطراف اين كوير كوه‌هاي مرتفع فراوان و رشته كوه‌هاي متعددي مشاهده مي‌شوند و در نتيجه اختلاف ارتفاع نسبتاً زيادي (حدود 5652 متر) را به‌وجود آورده‌اند كه از 24- متر در سواحل درياي خزر تا 5628 متر در قله دماوند تغيير مي‌كند؛ اختلاف درجه حرارت در كشور نيز بسيار متغير بوده و از 30- درجه سانتي‌گراد در زمستان مشكين‌شهر تا حدود 80 درجه سانتي‌گراد در تابستان كوير لوت (گندم بريان) متغير است؛ ميزان بارندگي در نقاط مختلف ايران بسيار متفاوت بوده و از 30 ميلي‌متر در كوير لوت تا حدود 2300 ميلي‌متر در بندر آستارا تغيير مي‌كند و بالاخره متأثر از چنين شرايط متنوع اقليمي و پيكرشناختي، شاهد تنوّع محسوسي در بافت و نيم رخ خاك ايران‌زمين هستيم.

اين شرايط اقليمي متغير سبب شده تا  زيست‌بوم‌هاي بسيار متنوع ودر عين حال ويژه‌اي در جاي جاي كشور به‌وجود آيند. بديهي است كه شرايط ياد شده، موجب شده تا تنوع زيستي در ايران بسيار غني و منحصر به فرد باشد، به‌طوري كه در مقايسه با اغلب كشور‌هاي جهان از نظر تنوع گونه‌هاي گياهي   و به ويژه واحد‌هاي بومي و انحصاري، ايران كشوري شاخص به شمار مي‌آيد. براي مثال شمار گونه‌هاي گياهي ايران نزديك به مجموع گونه‌هاي گياهي همه‌ قاره اروپاست؛ نزديك به 8000 گونه يا واحد تحت‌گونه‌اي گياهي در ايران وجود دارد كه از اين تعداد حدود 1800 واحد انحصاري (بومي) هستند، اين مجموعه متعلق به حدود 1200 سرده بوده و 167 تيره را شامل مي‌شود.

گونه‌هاي بومي ايران، گونه‌هايي هستند كه در هيچ جاي ديگر دنيا يافت نمي‌شوند. دلايل عديده‌اي براي وجود گونه‌هاي بومي در هر منطقه وجود دارد، براي مثال مي‌توان گفت كه به‌دليل شرايط خاص محيط زيستي و اقليمي يك منطقه مثل وجود زيست‌بوم‌هاي منحصر به فرد، وجود موانع طبيعي در برابر گسترش پراكنش گياهان و ... بسياري از گونه‌هايي كه در كشور به‌وجود آمده‌اند نتوانسته‌اند از سرزمين مادري و موطن اصلي خود فاصله گرفته و در نقاط دور‌دست يا حتي كشور‌هاي همجوار استقرار يابند و يا بر عكس شايد به‌دليل تغيير شرايط اقليمي يا دستكاري‌هاي انسان آنقدر شرايط براي زيست برخي از گونه‌ها (كه موطن آنها ساير نقاط جهان بوده است) نامساعد شده كه امروزه حضور آنها تنها منحصر به مناطقي مشخص و عرصه‌هايي محدود در كشور ما شده است؛

 دو مقوله بسيار مهم و تا حدودي چالش‌برانگيز ديگر نيز در مورد گياهان ايران وجود دارد و لازم است در اينجا مختصري نيز به آنها اشاره شود.   اين دو موضوع عبارتند از: «گياهان نادر» و «گياهان در معرض خطر» يا «در حال انقراض».

گياهان نادر كشور همانطور كه از اسمشان برمي‌آيد بسيار كمياب بوده و تنها معدودي از آنها در منطقه يا مناطقي محدود و آن هم فقط در  زمان‌هاي مشخص يافت مي‌شوند، دليل معدود بودن پايه‌ها و محدود بودن عرصه زيست اين گياهان، جديد بودن و نوپديد بودن آنهاست، به اين معني كه اينها در شمارگونه‌ها يا واحد‌هاي تحت گونه‌اي جديدي قرار مي‌گيرند كه تازه ظهور كرده و هنوز امكان پراكنش به نقاط ديگر دنيا را نيافته‌اند، پس نه تنها در ايران بلكه در جهان نادرند.  گروه ديگري  از گياهان وجود دارند كه  خاستگاه اصلي آنها سرزمين‌هاي ديگري بوده و شايد در ساير مناطق دنيا پراكنش وسيعي هم داشته باشند، ولي در حال حاضر در سرزمين ما به دلايل عديده از جمله شرايط اقليمي و يا دست درازي‌هاي انسان به طبيعت كمياب شده‌اند كه برخي از گياه‌شناسان كشور اين گياهان را نيز در زمره گياهان نادر قرار مي‌دهند.

به هر حال حفاظت از همه گونه‌هاي گياهي كمياب و نادر كشور - چه شامل تعريف اول باشند يا دوّم – به‌منظور حفظ تنوع زيستي و ذخيره‌ ژنتيك گياهان كشور بسيار حايز اهميت هستند. امّا گياهان «در معرض خطر» يا «در حال انقراض» بخشي از گونه‌هاي بومي و نادر كشور هستند كه به مرور زمان از تعداد پايه‌هاي آنها كاسته شده و وسعت عرصه زيست‌شان رو به نقصان نهاده است.

عوامل مختلفي براي اين رخداد مترتب است كه از آن جمله تغيير شرايط اقليمي، وقوع رخداد‌هاي طبيعي و فعاليت‌هاي انساني به‌منظور استفاده بيشتر از طبيعت در جهت دستيابي به رفاه فزون‌تر را مي‌توان نام برد؛ البته بررسي تاريخچه طبيعي زمين نشان مي‌دهد كه انقراض گونه‌هاي گياهي يك پديده طبيعي بوده و همواره رخ داده است ولي امروزه به‌دليل دستكاري‌هاي نا بخردانه انسان بخرد در طبيعت، روند آن آنچنان شتاب گرفته و غيرعادي شده كه به كابوسي هولناك براي طبيعت مبدل شده است.

سيد رضا صفوي

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 12:19  توسط هرمز سهرابی  | 

  روز جهانی زمین پاک هر ساله در 22 آوریل مصادف با 2 ارديبهشت در تمام دنیا برگزار می‌شود و به همه مردم یادآوری می‌کند که نباید سیاره خود "زمین" را فراموش کنند.

تاریخچه این مناسبت به سال 1969 و زمانی باز می‌گردد که جان مک مونل فرزند یک مبلغ دینی مستقل و علاقمند به عرصه دین، علم و صلح، ایده برگزاری یک روز جهانی به نام روز زمین پاک را در همایش یونسکو درباره محیط زیست مطرح و در همان سال پرچم زمین پاک را طراحی کرد.

یوتانت دبیر کل سازمان ملل (1962- 1971) از ایده مک کونل استقبال کرد و این روز به یک روز جهانی در تقویم‌های سراسر دنیا تبدیل شد.

در ايران نيز همزمان با ديگر كشورهاي جهان هفته زمين پاك از روز دوم ارديبهشت به مدت يك هفته در سراسر كشور برپا مي‌شود و نخستين روز اين هفته (دوم ارديبهشت ماه) به نام روز زمين پاك نامگذاري شده‌است.

نشنال‌جئوگرافیک برای آن که هر کس سهمی در بهتر شدن هوای اطرافش داشته باشد نکاتی را پیشنهاد کرده است:

در استفاده از کاغذ صرفه جویی کنید و سعی کنید کارهایتان را بدون استفاده از کاغذ انجام دهید. به طور مثال تا حد امکان قبض‌هایتان را از طریق اینترنت پرداخت کن

صرفه جویی در کاغذ در واقع به معنای کمتر بریده شدن درختان اطراف شماست که هر ساله هزاران هزار از آنها برای تولید انواع کاغذهایی که در طول روز در اختیار شما قرار می‌گیرد تلف می‌شوند و در عین حال با این کار زباله کمتری تولید شده و دی اکسید کربن کمتری تولید می‌شود

در ساخت و انبوه شدن جنگل‌ها شما هم کمک کنید. کاشت هر نهال می‌تواند سال‌های سال هم خاطره خوشی برای شما و هم کمکی به محیط زیستتان باشد

به انجمن‌های حمایت از محیط زیست کمک کنید. آن‌ها با تلاش بی وقفه خود سعی در نجات زمین دارند

در محل کارتان هم به سبز بودن زمین فکر کنید. از مدیر بخش خود بخواهید که برنامه‌ای ترتیب دهد که کاغذ کمتری مصرف شده و اسراف نشود. برای نوشتن از هر دو روی کاغذ استفاده کنید

اگر به سفر رفتن فکر می‌کنید حتما سفر با قطار را در اولویت قرار دهید. تحقیقات نشان می‌دهد که دی اکسید کربنی که قطارها برای زمین تولید می‌کنند 4 تا 15 درصد کمتر از هواپیماهاست. پس قطار را فراموش نکنید

در مصرف آب صرفه‌جویی کنید. اصراف در آب می‌تواند به ضرر زمین تمام شود. هنگام دوش گرفتن زمان مشخصی را در نظر بگیرید و دقایق طولانی بی‌دلیل زیر دوش نمانید و آب را بی علت باز نگذارید

در محله خود جستجو کنید. می‌توانید از همین هفته به محله خود بروید و کمی کنکاش کرده و ببینید که سوپرمارکت‌ها و دیگر مغازه‌ها چطور زباله تولید می‌کنند و چقدر می‌توان به آنها نکات مفیدی را گوشزد کرد

اگر رودخانه‌ای نزدیک محل سکونت شماست آن را زیر نظر بگیرید و راه‌هایی برای تمیز نگه‌داشتن آن به همسایه‌ها پیشنهاد کنید.

در نهایت بهترین راه کمک به زمین می‌تواند لذت بردن از آن باشد. از خانه بیرون بروید و انگیزه خود را برای نجات این محیط زیبا بیشتر کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 16:34  توسط هرمز سهرابی  | 

دكتر اسماعيل كهرم:
علي‌خان شكارچي مهمان خود را دعوت به سكوت كرد. جل‌وپلاسي را روي زمين پهن كرد پتويي روي آن انداخت و به مهمان گفت شما بخواب من بيدارت مي‌كنم.

مهمان سرهنگ گلداسميت (Gold Smith) بود. او چند بار با سردار شمشير زن شرق، لطفعلي‌خان زند ديدار كرده بود در اوج و حضيض زندگي خان يكي دو بار در كاخ حكومتي و يكبار هم زير چادر، بعد از فرار او از لشگر آقامحمدخان، در دل صحرا.

اين بار او براي شكار به حوالي يزد رفته بود. مناطقي كه اكنون كالمند و بهادران مي‌گوييم و منطقه بافق و نيز مهرويه از شكارگاه‌هاي سابق يزد محسوب مي‌شدند. در اين استان همچنين مناطق دره‌انجيل و ني‌باز، نايبندان طبس، كوه بافق و سياه كوه هم قرار دارند كه اكنون حفاظت مي‌شوند. ولي در روزگار پيشين محل‌هاي شكار با اهميت استان و ايران به حساب مي‌آمدند.

سرهنگ به خواب رفت. هنگام سحر عليخان او را از خواب بيدار كرد. گله شكار نزديك آبشخور مي‌آمدند. سرهنگ تفنگ بلژيكي خود را آماده كرد. اين تفنگ‌ها گلوله‌زني بودند و آن روزها هر كسي توانايي داشتن آنها را نداشت. وقتي كه «گلداسميت» نشانه رفت و خواست يكي از جانداران را بزند‌ عليخان ممانعت كرد و گفت ماده را نزن، نشانه دوم هم رد شد، يك كره جوان بود، همين‌طور ماده حامله... خلاصه عليخان با يك نر پير موافقت كرد و ماشه را چكاند.

 عليخان سرهنگ را مجبور كرد آن‌قدر صبر كند تا گله سيراب شوند، پس از تيراندازي پراكنده نشوند و تشنه بمانند. جانوري كه شكارچي و راهنما در پي آن بودند گورخر بود.
اين جانوران در گذشته در ابرقوه و هرات در يزد حضور داشتند. همين‌طور در مناطق كويري ايران مانند سمنان، شاهرود، دشت‌هاي كلاه قاضي در اصفهان، دشت‌هاي استان كرمان و نيز در فارس و حتي سرخس در استان خراسان.

گورخر به خاطر عشق و علاقه بهرام گور به شكار اين جاندار زبانزد خاص و عام در ايران است و از جانداران وحشي است كه بين ايرانيان شهرت كامل دارد.

منطقه بهرام گور

به خاطر دارم حدود 30 سال پيش به منطقه حفاظت شده «بهرام گور» در فارس رفته بودم. يكي از بچه‌هاي شكاربان قديمي (اكنون به آنان محيط‌بان گفته مي‌شود) راهنماي من بود. عجب جايي است اين منطقه بهرام گور؛  منطقه‌اي‌ با وسعت بيش‌ از 400‌هزار  هكتاركه در استان فارس قرار گرفته است و وقتي قدم به آن مي‌گذاري حس مي‌كني كه اين منطقه از زمان بهرام گور تغييري نكرده است و حتي خيال مي‌كني كه بهرام گور را مي‌تواني ببيني كه در تعقيب يك گله گورخر است.

شايد در زمان بهرام گور، شكار گورخر با اسب و تير و كمان‌ يا كمند كاري لذت‌بخش و تفريحي شاد و خرم بوده ولي اكنون كه با تفنگ‌هاي تلسكوپ‌دار از فاصله يك كيلومتري حيوان را شكار مي‌كنند.‌ بعد از تير خوردن حيوان 250 كيلويي مانند كوهي به زمين مي‌افتد و نه لذتي در آن است و نه هيجاني.

به 30 سال پيش باز مي‌گردم، وقتي كه با همكارم به بهرام گور رفتم لندرور را متوقف كرديم و دوربين كشيديم. همكارم نقطه‌اي را نشان داد و گفت «اونجا هستند.»‌هر چه نگاه كردم گورخري نديدم. باز  هم دقت كردم، باز هم نديدم: خلاصه علاوه بر تازه كار بودن من گورخرها هم در محيط خود در پناه تپه به خوبي استتار كرده بودند. رنگ‌آميزي بدن آنها كاملاً منطبق با محيط اطراف است، رنگ پشت زرد متمايل به نارنجي است. زير بدن، پهلوها و كفل‌ها سفيد مايل به زرد است.

در طبيعت 2 رنگ بودن جانداران در طيف وسيعي از جانوران خشكي و ابي مشاهده مي‌شود. تا آنجا كه مي‌دانيم دليل اين امر استتار جاندار از بالا و پايين است يعني حتي وقتي كه مثلاً گورخر غلت مي‌زند و يا كوسه‌اي را از بالا ‌ يا پايين نگاه مي‌كنيد، تفاوت رنگ موجب استتار جاندار مي‌شود. گورخر نياز به اين استتار دارد زيرا تنها انسان‌ها به دنبال شكار اين حيوان نيستند اغلب جانواران درنده كه در زيستگاه‌ همانندي با گورخر زندگي مي‌كنند نيز طالب اين طعمه لذيذند.

دشمنان گور

گرگ‌ها به طور دسته‌جمعي به گورخر حمله ‌ و با صبر فراوان او را تعقيب مي‌كنند. گورخرها قهرمان دوي استقامت در ميان جانداران صحرا هستند. آنها مي‌توانند حتي مسافت‌هاي بعيد را با سرعت حدود 50 كيلومتر در ساعت طي كنند.

 گرگ‌ها نيز در اين مسابقه زياد عقب نمي‌مانند. در موقع تعقيب پيرها و كره‌ها بيشتر در معرض خطر قرار مي‌گيرند. طبيعت راه خود را مي‌داند و مي‌داند كه چگونه جمعيت را سرپا و شاداب و زنده نگهدارد. ما انسان‌ها بي‌تفاوت همه را با يك چشم نگاه مي‌كنيم و به گلوله‌ مي‌بنديم. مجموعه عوامل طبيعت مي‌دانند كه از جانوارن چگونه برداشت كنند تا جمعيت آنها هميشه پايدار بماند و گذشتگان ما نيز مي‌دانستند.

برخورد عليخان با سرهنگ (كه در خاطرات گلد اسميت مندرج است) نشانگر بينش عميق او نسبت به اهميت تك‌تك افراد يك گله است. ‌مي‌گويد كه مفهوم توسعه پايدار و يا برداشت پايدار مفهومي غربي است؟ من فكر مي‌كنم گاهي به جاي آنكه به غرب نگاه كنيم بهتر است كه به گذشته بنگريم و يا به گفته دوست عزيزي، به عمق نگاه كنيم.

 پاسخ مسائل امروز‌ را بهتر در‌يابيم. شكارچي امروزي نمي‌تواند از رفتار عليخان درس بياموزد و به طرف هر جانوري تير بيندازد. آن همه رفتار پسنديده كه در رفتار شكارچي‌هاي قديم بود در وجود شكاركش‌هاي امروز گم‌شده و اثري از آن نيست!

گورخر كه روزي روزگاري در هندوستان، افغانستان و منچوري و تركمنستان ديده مي‌شد اكنون در تركمنستان و ايران فقط ديده مي‌شود. از گله‌هاي عظيم گذشته كه در فارس، كرمان، يزد، سمنان و كويرهاي اطراف ورامين و قزوين حضور داشتند اكنون فقط حدود 400رأس در منطقه بهرام گور، ورامين و سرخس باقي است. كاهش جمعيت اين جانور در اثر شكار بي‌رويه، تعقيب با موتورسيكلت، اتومبيل و اشغال آبشخورها و نيز چراي بي‌رويه بوده است و اين كاهش همچنان ادامه دارد.

ويژگي هاي گور

گورخر روزها معمولا فعاليت مي‌كند صبح زود شروع‌ چرا مي‌نمايد و امنيت را در حضور در گله مي‌بيند. در داخل گله اغلب يك نر با چند ماده و كره گور مشاهده مي‌شود. نرها رهبري گله خود را به عهده دارند. نر‌ مسئله برخورد با دشمن و يا جنگ و جدال نرهاي ديگر را به عهده دارد، امنيت خانواده خود را تامين مي‌كند و در عوض ماده‌ها و كره‌ها از او تبعيت مي‌كنند، چنين رفتاري را  در خانواده شيرها مي‌توان مشاهده كرد.

وظيفه شير نر حفاظت از ماده‌ها و توله‌ها‌ست و تمام وقت شير نر، صرف دفع مهاجمان مي‌شود. با اين تفاوت كه اولاً تهيه غذا يعني شكار توسط شير ماده صورت مي‌گيرد و ثانياً مدت حكومت شير بر خانواده ‌ حدود 3 سال است و بعد از آن احتمالاً فرزند نر و يا يك نر ديگر در نبردي سهمگين، نر خانواده را مجروح، مقتول يا فراري مي‌دهد و خود جاي او را مي‌گيرد.

تهيه غذا در گله گورخر به عهده ماده‌ها است ولي نر غالب آنان را به دليل چراي مناسب راهنمايي مي‌كند. نرها بزرگتر از ماده‌ها هستند و حدود 20/2 متر طول دارند و ارتفاع آنها حدود 140 سانتيمتر است و 250 كيلوگرم وزن دارند.

گورخرها حس بينايي، شنوايي و بويايي قوي‌اي  دارند. اين جانداران به آب وابستگي داشته و به خصوص در تابستان‌ها اطراف آبشخورها هستند.

اوايل تير ماه و يا كمي زودتر عمليات جفت‌يابي و جفت‌گيري شروع مي‌شود. در اين هنگام ميان  نرها جدال سختي درمي‌گيرد كه با لگد زدن و گاز گرفتن خود را نشان مي‌دهد.
جاي دندان حريف روي بدن، ران، ساق‌پا، گردن و يا دم حريف ديده مي‌شود و گاه حيوان دم خود را از  دست مي‌دهد. نرغالب شايستگي خود را با شكست دادن حريف اثبات مي‌كند و حق جفت‌گيري و ادامه نسل و انتقال ژن خود را كسب مي‌كند.

 مدت آبستني حدود يك سال است. مادر يك كره مي‌‌زايد. كره‌ها قسمت اعظم رشد خود را در رحم مادر انجام داده‌اند و بعد از حدود يك ساعت به تعقيب مادر مي‌پردازند. در اوايل تولد، كره‌ها خيلي آسيب‌پذيرند و حتي روباه‌ها و يوزپلنگ‌ها نيز همراه گرگ‌ها به آنان چشم دوخته‌اند. تلفات در نزد كره‌ها زياد است و تعداد كمي به سن بلوغ (3 سالگي) مي‌رسند.

گورها به ندرت مي‌توانند هر ساله آبستن شوند ومعمولاً هر دو سال يكبار حامله مي‌شوند و مي‌زايند، در طبيعت تا حدود 45 سال عمر مي‌كنند.اما عمر آنها  در باغ وحش بيشتر است، چون از آنان نگهداري و مواظبت مي‌شود.

كره‌هاي نر پس از حدود 6 ماه  توسط پدر خود رانده مي‌شوند زيرا خطري براي رقابت‌ با او به حسا ب مي‌آيند. هنگامي كه گورها در اسارت نگهداري مي‌شوند، پس از مدت كوتاهي بايد كره‌هاي نر جدا شوند در غير اين صورت توسط پدر كشته خواهند شد.غريزه ادامه نسل اينجا بر مهرو محبت پدري پيشي مي‌گيرد. از همين روي پس از آنكه كره‌هاي نر از شير گرفته شدند در محوطه جداگانه‌اي جداي از مرز نگهداري مي‌شوند.

جانوري بي دفاع

در حيات‌وحش هيچ‌گاه دو جانور كاملاً مشابه يكديگر نيستند. گورخر جانوري است كه توقع خود را از محيط به حداقل رسانيده، از گياهان و علف‌هاي چوبي انرژي كسب مي‌كند و حتي از آب نيمه شور هم رفع تشنگي مي‌نمايد. ولي از طرف ديگر ماده‌ها هر دو سال يكبار زاد و ولد مي‌كنند، آن هم فقط يك‌قلو مي‌زايند.

 تعداد كره‌هايي كه به سن بلوغ مي‌رسند بسيار ناچيز است زيرا انواع شكارچيان مانند پلنگ، گرگ، يوز‌ و حتي روباه و شغل به آنها حمله مي‌كنند البته مادر دفاع جانانه‌اي در مقابل شكارچي اعمال مي‌كند ولي در مقابل گله گرگ‌ها شانس حفظ نوزاد خود را ندارد.

با توجه به نقاط ضعف فوق مي‌بينيم كه گورخر طبيعتاً جانوري حساس است كه بدون وسيله دفاعي در مقابل جانوران و انسان شكارچي قرار گرفته است و اگر به همين منوال پيش رويم فقط در باغ‌وحش تهران بايد اين همه زيبايي را تحسين كنيم بايد بدانيم كه گورخر مانند قرقاول نيست كه چندين تخم بگذارد و شانس توليدمثل خود را بالا ببرد ما انسان‌ها بايد ياد بگيريم كه فضاهاي وسيعي را براي جانوران ديگر كنار بگذاريم تا در كنار توسعه شهرها احداث جاده‌ها و به زيركشت بردن زمين‌ها حرمت شكل‌هاي ديگر حيات را نگه داريم.

كويرهاي ايران بدون گله‌هاي گورخر مانند حلقه انگشتري هستند كه نگين آن گم شده باشد. همه فرم‌هاي حيات زيبا هستندو وجود آنها لازم است در غير اين‌صورت اينان خلق نمي‌شدند. داستان حضرت نوح را به خاطر داريد حيات در روي زمين به كليه جانوران نيازمند است. گورخر يك حلقه زرين از زنجيره ارزشمند حيات است و بايد در ايران حفظ شود.
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 12:33  توسط هرمز سهرابی  | 

كتاب طراحي با طبيعت تازه ترين اثري است كه با ترجمه عبدالحسين وهاب زاده روانه منتشر شده است. اين كتاب كه يكي از تاثيرگذارترين كتابهاي زيست محيطي خوانده شده است اثري شاعرانه در همسويي شهرسازي، معماري، طراحي و احداث بزرگراه ها و جاده ها و...با طبيعت و مقتضيات زيست محيطي است. آقاي وهاب زاده هم سالهاست كه در دانشگاه وبيرون آن، تمام   وجودش  را وقف طبيعت كرده و اين بيستمن كتابي است كه از ايشان در اين زمينه منتشر مي شود. اين كتاب توسط انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد به چاپ رسيده است.

اطلاعات مربوط به كتابهاي زيست محيطي بر روي سايت www.jdmpress.com موجود است.

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 10:58  توسط هرمز سهرابی  | 

کميته دانشجويي و فارغ التحصيلان انجمن جنگلباني ايران دومین همایش علمی خود را با عنوان :

پايان ­نامه ­هاي کارشناسي ­ارشد سال تحصيلي 86-1385

برگزار می ­نماید.

 

پذيرش پايان ­نامه ­هايي كه در دانشگاه ­هاي سرزمينمان ارايه شده ­اند؛ نيازي به داوري ندارد. تمام دانشجویان رشته جنگلداری كه در سال تحصيلي گذشته دفاع نموده ­اند در صورت تمايل؛ مي ­توانند با تكميل مدارک زیر در همايش ثبت نام نمايند.

مدارک مورد نیاز:

- تکمیل فرم ثبت نام (فرم پیوست)

- چکیده پایان نامه

- پرداخت مبلغ ذکر شده در فرم به شماره حساب 180808892 بانک تجارت- شعبه فارابی کرج، کد شعبه483 به نام انجمن جنگلبانی ایران

- ارسال مدارک تا تاریخ 10/9/1386 به دفتر انجمن جنگلبانی ایران واقع در دانشکده منابع طبیعی کرج و یا به آدرس پست الکترونیکی  mahtab_bavaghar@yahoo.com

هیئت داوران به سه پايان ­نامه ­ي برتر اين همايش جوايزي نیز اهدا خواهد نمود.

 

زمان و مکان برگزاری همایش:

28 و 29 آذر 1386

دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران

 

فرم ثبت نام همايش پايان ­نامه ­هاي كارشناسي ­ارشد جنگلداري سال تحصيلي 86-1385

نام و نام خانوادگي

 

زمان دفاع از پايان ­نامه

 

عنوان پايان ­نامه

 

دانشگاه / دانشكده و گروه

 

استاد راهنما

 

خواهشمند است كپي فرم بانكي پرداخت مبلغ 50000 ريال به شماره حساب 180808892 بانک تجارت- شعبه فارابی کرج- کدشعبه 483 به نام انجمن جنگلباني ايران و نيز خلاصه­ي پايان ­نامه ­ي خود را به پيوست اين فرم ارسال فرماييد.

استادان مشاور

 

 

- ­پذيرش پايان نامه‌هايي كه در دانشگاه­هاي سرزمينمان ارايه شده ­اند نيازي به داوري ندارد. تمام كساني كه در سال تحصيلي گذشته دفاع نموده ­اند در صورت تمايل؛ مي ­توانند با تكميل فرم و پرداخت مبلغ مورد اشاره در همايش ثبت نام نمايند.

فرم ثبت نام همايش مخصوص علاقمنداني كه بدون ارايه پايان نامه در همايش شركت مي­نمايند

نام و نام خانوادگي

دانشگاه / دانشكده و گروه

خواهشمند است كپي فرم بانكي پرداخت مبلغ 100000 ريال (به شماره حساب 180808892 بانک تجارت- شعبه فارابی کرج- کدشعبه 483 به نام انجمن جنگلباني ايران) را ارسال فرماييد.

 

 

 

 - ثبت نام کنندگان در صورت نياز به اسکان لطفا در کادر روبه ­رو علامت بزنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 10:55  توسط هرمز سهرابی  | 

برای دومین بار در یک ماه گذشته، 72دلفین در جنوب ایران در حاشیه خلیج فارس خود را به ساحل شنی رسانده و در ساحل تلف شده اند.
لاشه این دلفین ها در دهانه خور کنگان در نزدیکی شهر جاسک در 300 کیلومتری شهر بندرعباس پیدا شده است.
بر اساس گزارش ها این دلفین ها در روز چهارشنبه 24 اکتبر (دوم آبان) به صورت نیمه جان در ساحل پیدا شدند و اهالی منطقه تعدادی از آنها را به دریا انداختند اما دوباره این دلفین ها به سال بازگشتند.
یک ماه پیش نیز لاشه 79 دلفین در سواحل شهرستان جاسک پیدا شده بود که هنوز دلایل مرگ آنها مشخص نشده است.
دلاور نجفی معاون سازمان محیط زیست در گفتگو با خبرگزاری دانشجویان ایران - ایسنا گفته است که تفاوت این گروه از دلفین ها با گروه قبلی این است که دلفین‌های کنونی، در یک نوار ساحلی 15 کیلومتری پیدا شده بودند اما لاشه این دلفین‌ها در یک محل پیدا شده است.
به گفته آقای نجفی، دلفین‌های تلف شده از چند گونه بوده و قرار است تا از هر گونه یک دلفین را فریز شده و برای بررسی بیشتر به تهران ارسال شود.
دلایل مرگ و میر دسته جمعی این دلفین ها مشخص نیست و به گفته معاون سازمان محیط زیست ین پدیده عادی نبوده و ممکن است با توجه به اینکه از بینی و دهان خونریزی داشته‌اند، نوعی مسمومیت باشد.
برخی بر این باورند که دلفین ها به خاطر آلودگی های نفتی مرده اند اما محمد شریف رنجبر کارشناس بیولوژی دریا در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی گفت که احتمال آلودگی نفتی بسیار کم است چون هیچ جاندار دیگری در آن منطقه نمرده است.
به گفته آقای رنجبر، از روده، کبد و معده این دلفین ها نمونه برداری شده و کارشناسان شیلات و محیط زیست مشغول بررسی دلفین ها در کنار ساحل هستند.
بر اساس گزارش ها در چند ماه اخیر لاشه چهار نهنگ نیز در شهرهای جاسک، لنگه، بندرعباس و قشم در ساحل پیدا شده و به عقیده آقای رنجبر این مسئله حساسیت موضوع را بیشتر می کند.
براساس گزارشها، سازمان حفاظت محیط زیست دردصد است تا با کمک مراکز علمی داخلی و بین المللی موضوع مرگ دسته جمعی دلفین ها را بررسی کند.



+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 11:22  توسط هرمز سهرابی  | 

از جاده كهنه ده نوشتيم و از درد بي مسوليتي. ولي پاي خودما خيلي گير نبود. حالا از آن بايد نوشت كه تنها از ماست و برماست.

ز دشمنان شكايت برم به نزد دوستان      چون دوستان دشمنند شكايت به كجا برم

احتمالا همه دوستداران طبيعت بالاخص جنگل، كه معلوماتي در اين زمينه هم داشته باشند اطلاع دارند كه از جنگل‌هاي جلگه‌اي شمال جز چند لكه‌ي كوچكي چيزي برجاي نمانده است. يكي از اين لكه‌هاي كوچك واقع در شرق شهر نور در استان مازندران است. البته بخش عمده ي آن به عنوان پارك جنگلي مورد استفاده بوده و طبيعتا از تمام مزاياي يك مكان عمومي كه معمولا در سرزمين ما رايج است مانند زباله ريزي و كوبيدگي خاك و غيره و ذالك بي بهره نيست. تنها يك قطعه‌ي كوچك از آن كه در محوطه ی دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تربيت مدرس واقع است از گزندهاي اينچنيني به يمن محجوريت در امان مانده است.

در اين لكه‌ي كوچك درختان سپيدار تنومند، بلوط‌هاي سربلند، اوجا، شمشاد، انجيلي، توسكا و ... و همچنین حیواناتی مانند تشی، گراز، شغال، پرندگان مختلف و غیره به صورت خاصي حضور دارند.

 صبح‌ها برای رفتن به دانشكده می توان از داخل اين جنگل كه يك راه مالرو زيبا دارد گذشت و هر روز و هر روز تغييرات جنگل را رصد نمود و آموخت. گلدهي زود هنگام اوجا، خزان زيباي انجيلي، زادآوري پرتراكم بلوط، گل‌هاي ريز و جذاب شمشاد و الي آخر. اواخر خرداد در شبها يك دنيا كرم شبتاب در هوا مي چرخيدند. براستي كه تعداد بيشمار و حركتهاي تصادفي كرم‌هاي شبتاب غوغايي در دل آدم بر پا مي‌كرد.

 

تصویر بالا مربوط به گونه انجیلی، یکی از گونه های برجا مانده از دوران سوم در فصل خزان است

براي دانشجوي رشته جنگل بالاخص و براي دانشجوي رشته‌هاي ديگر به طور اعم خيلي دلچسب بود. البته به جز منظره ناگوار دفع علمي فاضلاب خوابگاه دانشكده. یعنی هم می توانستند که بیاموزند و همین اینکه جایگاهی برای تسکین آلامشان باشد. در همین لکه ی کوچک تا کنون چندین تحقیق صورت گرفته و در آینده نیز آزمایشگاه طبیعی بسیار مناسبی برای مطالعات علمی خواهد بود.

 تصویری از گل های زیبای انجیلی

 

اما به تازگی قرار شده است که داخل همين لكه‌ي كوچك جاده ای بكشند. این جاده به منظور وصل نمودن خوابگاه دانشجویان به محوطه ی دانشکده در فاصله ای کوتاه تر است. به راستی این دلیل می تواند این عمل را توجیه نماید؟

این عمل غیر علمی در حالیست که گونه های شمشاد و سپیدار جزو گونه های در معرض انقراض هستند و قطع آنها بر اساس قانون ذخایر جنگلی ممنوع است. لازم به ذکر است که دانشکده مذکور دارای گروه جنگل داری است و البته بنده نیز دانشجوی همین دانشکده هستم. می گویند:

هر چیز که بگندد نمکش میزنند، وای به روزی که بگندد نمک

 شنيدم دو نفر از دانشجویان دانشکده، آقايان احمد سلگي و مهدي اجاق مخالفت كردن و نگذاشتن. (درود بر شرف شما. كاش منهم انجا بودم. 10 سال جنگل خواندم و يك فرصتي شد كه به كار بياد. آنهم نشد.)  گفتند لودر آوردند صاف كنند و جاده بزنند!!! كسي نيست بپرسد براي رفع كدام مشكل. آیا اساتید محترم دانشکده چنین عمل ناثوابی را خواهند پذیرفت؟

 اینجانب نه به عنوان دانشجوي رشته جنگل (كه البته آمار و ارقام تخريب آدمي را بر آن مي‌دارد كه جنگلي بودنش را كتمان كند) بلكه به عنوان يك انسان، مخالفت خود را با ساخت جاده در اين لكه‌ي كوچك جنگل برجا مانده از ظلم‌هاي پايان ناپذير بشر به طبيعت اعلام كرده و از مسولين محترم تقاضا دارم كه از اين عمل ممانعت نمايند.

از همه‌ي دوستاني كه با اين مسئله مخالف هستند خواهش مي‌كنم در نظر دهي اين وبلاگ بنويسند. مسئله را پيگيري خواهم نمود.  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 11:49  توسط هرمز سهرابی  | 

پس آن گاه زمين با انسان به سخن درآمد

و آدمي، خسته و انديشناک برسرِ سنگي نشسته بود پشيمان از کردوکار خويش

و زمين به سخن درآمده با او چنين گفت:

-          به تو نان دادم من،  و علف به گوسفندان و گاوان تو، و برگ هاي نازک تره که قاتق نان کني.

انسان گفت: - مي دانم.

پس زمين گفت:

-          به هر گونه صدا با تو به سخن درآمدم: با نسيم و باد؛ و با جوشيدن چشمه ها از سنگ و با ريزش  آب شاران؛ و با فروغلتيدن بهمنان از کوه آن گاه که سخت بي خبرت مي يافتم، به کوس توندر و ترقه ي طوفان.

انسان گفت: مي دانم مي دانم، اما چه گونه مي توانستم راز پيام تو را در يابم؟

پس زمين با او، با انسان، چنين گفت:

-          نه خود اين سهل بود، که پيام گزاران نيز اندک نبودند. تو مي دانستي که من ات به پرستندگي عاشقم. نيز نه به گونه ي عاشقي بخت يار، که زرخريده وار کنيـزکي براي تو بـودم بـه راي خـويـش. که تـو را چـنـدان دوسـت مي داشـتم که چون بر من دسـت مي گشودي تن و جانم به هزار نغمه ي خوش جـواب گوي تو مي شد. همچون نو عروسي در رخت زفاف که ناله هاي تن آزردگي اش به ترانه ي کشف و کامــياري بدل شود يا چنگي که هر زخمه را به زير و بمي دل پذير ديگر گونه جوابي گويد. آي چه عروسي که هـر بار سر به مهر با بستر تو درآمد (چنين مي گفت زمين). در کدامين باديه چاهي کندي که به آبي گوارا کامــيابت نکردم. کجا به دستانِ خشونت باري که انتظارِ سـوزانِ نوازشِ حاصل خيزش با من است گاو آهن در من نهادي که خرمني پر بار پاداش ات ندادم؟

انسان ديگر باره گفت: - راز پيام ات را اما چگونه مي توانستم دريابم؟

-          مي دانستي که من ات عاشقانه دوست مي دارم (زمين به پاسخ او گفت) مي دانستي. و تو را من پيغام کردم از پس پيغام به هزار آوا، که دل از آسمان بردار که وحي از خاک مي رسد. پيغام ات کردم از پس پيغام که مقام تو جايگاه بنده گان نيست که در اين گستره شهريار